افسانه ایکاروس داستانی است که آن را به جنوب جزیره یونانی سموس نسبت می‌دهند. ایکاروس به همراه دایدالوس، پدرش، به خاطر کارشکنی در حکومت پادشاه مینوس محکوم به زندان می‌شوند و روزگار خود را در زندان سپری می‌کنند. دایدالوس که شخصی ماهر و زیرک بود به این نتیجه رسید که رهایی از زندان پادشاه مینوس تقریباً غیرممکن است و به این راحتی‎‌ها نمی‌توانند از زندان او آزاد شوند. تنها راه چاره برای رهایی، فرار است. دایدالوس یک نقشه بی‌نظیر کشید تا بتواند فرزند خودش ایکاروس را از زندان برهاند و فراری دهد. او تصمیم گرفت یک بال از جنس موم و پر برای فرزندش بسازد و این بال‌ها را به فرزندش بدهد تا با آن‌ها پرواز کند. وقتی ایکاروس این بال‌ها را به خودش می‌بندد، پدر با چشم‌هایی اشکبار یک توصیه مهم به او می‌کند 

در نهایت ایکاروس توصیه پدرش را نادیده گرفت، از سطحی که مجاز بود بالاتر رفت، حرارت خورشید موم‌ها را آب کرد و در نهایت ایکاروس سقوط کرد و همین سقوط موجب مرگش شد. داستانی که تا اینجا خواندید، از زبان افرادی است که این داستان را دقیق مطالعه نکرده‌اند و همین مطلب است که ست گادین از آن به عنوان فریب ایکاروس یاد می‌کند. در تعریف دقیق این افسانه، دایدالوس یک توصیه مهم دیگر به پسرش می‌کند

کتاب فریب ایکاروس از ما می‌خواهد که برای رسیدن به موفقیت باید فراتر از حریم و ناحیه امن خودمان حرکت کنیم و همیشه دست به کارهای بدون چالش و آسان نزنیم. موفقیت هزینه دارد و هر کسی که مایل به موفقیت است باید این هزینه را بپردازد. ست گادین از ما می‌خواهد دست به هنر بزنیم و از استراتژی اقیانوس آبی ترس و واهمه نداشته باشیم؛ زیرا گاهی همین اقیانوس آبی است که به ما کمک می‌کند ماهی‌های زیادی صید کنیم و به ثروت زیادی برسیم.

پاراگراف هایی از فریب ایکاروس 

  • کمیابی و فراوانی جایشان عوض شده است. کار با کیفیت بالا دیگر کمیاب نیست. مهارت نیز دیگر کمیاب نیست. ما انتخاب‌های خوب بسیاری داریم و گزینه‌های زیادی برای خرید و افرادی برای استخدام کردن وجود دارند. چیزهایی که کمیاب هستند اعتماد، ارتباط و حیرت است. این‌ها سه عنصر کار هنرمند موفق هستند.
  • ارزشی که ما خلق می‌کنیم، مستقیماً با میزان ارزشمند بودن اطلاعاتی که تولید می‌کنیم، میزان اعتمادی که به دست می‌آوریم و فواصل زمانی که دست به نوآوری می‌زنیم مرتبط است.
  • نمی‌توانیم به‌طور ناگهانی شغلی را ترک کنیم و سپس با شتاب به دنبال پیدا کردن هنری بگردیم که قبل از موعد پرداخت قسط وام مسکن بعدی نتیجه‌بخش باشد. خلق هنر عادت است، عادتی که روزانه یا بر حسب ساعت انجام می‌دهیم تا زمانی که روزی بر آن مسلط شویم.

به‌عقیده‌ی ست گادین، شاید عجیب به‌نظر برسد؛ اما آن کاری که با نیت مثبت انجام دادید و فاجعه‌ به‌بار آوردید، بزرگ‌ترین شکستتان نیست؛ بلکه بزرگ‌ترین شکستتان چیزی است که رؤیایش را در سر می‌پروراندید؛ اما تاکنون جرئت انجامش را پیدا نکرده‌اید. بدترین چیز رزومه‌ی کاری‌تان مسیرهایی است که در آن‌ها گام نگذاشته‌اید، پروژه‌هایی است که آغاز نکرده‌اید و هنرهایی است که نیافریده‌اید. به‌یاد بسپارید که همواره با توقعات کم و رؤیاهای کوچک قانع می‌شویم و بیشتر اوقات خودمان را دست‌کم می‌گیریم. با پرواز‌کردن بیش‌از‌حد در ارتفاع کم، نه‌تنها به خودمان، بلکه به کسانی ضرر می‌رسانیم که ممکن است از تلاش ما سود ببرند. همچنین، بسیار نگران خطر متفاوت‌شدن هستیم و هر کاری کرده‌ایم تا از آن اجتناب کنیم.